تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

انقلاب، قلبی که هنوز می تپد.

از کلاسور مقاله ها ,

شنبه 22 بهمن 1384

11 بهمن 57

بختیار گفته است که فردا فرود گاه مهر آباد را می بندد.اما این بار مردم آمدند و فریاد دلشان را به زبان آوردند.

اگر امام فردا نـیاد مســلـسلا بیرون میاد .

صدایی که دل هر ابرقدرتی را می لرزاند.و این مرغ طوفان است که در طوفان دل مردم همچو غریقی در دریای بیکران دست و پا می زند.مردم می دانند چه می گویند و چه می خواهند.آنها روشنی را می خواهند.حتی سرمای طاقت فرسای زمستان نیز در برابر تصمیم و عزم راسخ مردم سر فرود آورده است.هیچ کس نمی داند در دلش چه می گذرد.اما به صداقت دل و راستی پندارشان اطمینان دارند. دل همه اورا می خواهد و دل او همه را.این را همه می دانند و به دانستنش عشق می ورزند.و این حضور میلیونی نشانه ی آرزوی درونی این انسانهاست.آنها که می دانند و با صدای بلند می گویند:

تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست!

12 بهمن 57

 

دل مردم روشن است.همه می دانند که مرغ طـوفان را چه به طوفان. همه می دانند که امام می آید.و او می آید.هواپیمایی از نور آرام بر زمین تهران می نشیند.در میان غلغله ای از انسان و انسانیت.در میان چشمهایی لبریز از انتظار که می دانند انتظار سر آمده.صدای نور در گوش جان مردم می پیچد و سبزی نور امام چشم دل مردم را روشن می کند.هواپیما دیگر ایستاده است و این خورشیــد اســت که از آن طلوع می کند. همیشه خورشیدها پایین می روند تا غروب کنند. اما این بار ، این خورشید از بالای ابرها و به سمت زمین طلوع می کند. این بار یک ملت مشرقش هستند و یک کشور مطلعش.

در میان حکومت ظلم و سیاهی فرود می آید و به بهشت زهرامی رسد.و چه می کنند مردمی که سخنان او را می شنوند:

من مشت توی دهن این دولت می زنم،من به کمک این مردم دولت تعیین  می کنم.

و تکبیر است که پایه های سست ظلمت را می لرزاند.

22 بهمن 57

 

همه جا از ظلمت تهی شده است. همه ی سیاهی ها سپید شده اند و همه می دانند که دیگر مجال نشستن نیست.ستون های ظلم فروریخته و نفس ستم گرفته شده است."نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی".مشتهای گره کرده مردم که صدای درود بر خمینی را به گوش فلک رسانده اند و اکوانهای پلید را از گوشه و کنار زدوده اند.خیابانهایی که بوی اسلام می دهند.همه جا بوی امام می آید و صدای انقلاب است که گوش نوازی می کند.گرمی زیبای جمهوری اسلامی سردی زمستان را شکسته است و تلسم ظلم شکسته است.

22 بهمن 84

 

و حالا ماییم و یک نهضت. یک انقلاب. یک حرکت.

ماییم و یک کشور. ماییم و یک دستاورد. یک موهبت. یک نور.

ماییم و یک ایران که نرگس امیدش رو به ما فرزندان این خاک باز می شود.

27 سال پیش امامی آمد، مشتی بر دهن تاریکی زد و پوچی را برانداخت. امامی که تلالو انوار زرینش مژده می داد بوی بهبود را.

و حالا ماییم و یک کشور منتظر بهبود. ماییم و یک ملت در انتظار نور.

ماییم و وجوب سیانت از این جنبش.ماییم و یک ملت فریادِ نزده، ماییم و یک دنیا کار نکرده، راه نرفته و قله ی فتح نشده.

و می توانیم.

قله ها در انتظارند. ایران صدایمان می زند.

من اگر برخیزم....

تو اگر برخیزی....

همه بر می خیزند.

برخیزیم.

نوشته شده توسط سعید حاجی زاده ساعت 07:02 ق.ظ

ویرایش شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ


 

اساطیر ایران زمین...

از کلاسور مقاله ها ,

دوشنبه 26 دی 1384

بر آن شدیم که شخصی از بانوان غولاباد به گروه دعوت کنیم تا دیگر مخالفان نگویند وبلاگ شما فقط یک بعد غولاباد را پوشش می دهد...این شما و این عضو جدید ما ، خانم نیلرام:

*************

چون بر آنم كه درباره ی اساطیر ایران زمین بنویسم پس از آغاز شروع میكنم.

سه هزار سال نخستین

دنیای روشنیها و نیكیها(قلمرو اورمزد)

امشاسپندان(جاودانان مقدس):

اورمزد نخست امشاسپندان را می آفریند.امشاسپندان جلوه های اورمزد به شمار می آیند كه تعداد امشاسپندان شش می باشد و هر كدام از آنها دشمن مستقیمی از میان دیوان(پدیده های اهریمنی)دارند.

تجلیات اورمزد(امشاسپندان اصلی):

 بهمن(وهومنه):به معنای اندیشه ی نیك است كه در طرف راست اهورامزدا مینشیند و نقش مشاور او را دارد.موكل و پشتیبان حیوانات سودمند در جهان است.با انسان و اندیشه ی نیك انسان هم ارتباط دارد چون مظهر خرد آفریدگار است.اندیشه ی نیك را به ذهن آدمیان میبرد و ایشان را به سوی آفریدگاررهبری میكند زیرا از طریق اندیشه ی نیك است كه به شناخت دین میتوان رسید.او گزارشی روزانه از اندیشه و گفتار و كردار مردمان تهیه میكند.این امشاسپند مرد است.

 اردیبهشت(ارته وهیشته یا اشه وهیشته):به معنی بهترین اشه یا ارته(راستی)است كه زیباترین امشاسپندان و نمادی است از نظام جهانی،قانون ایزدی و نظم اخلاقی در این جهان.سخن راست و درست گفته شده،آیین خوب برگزار شده،گندم به سامان رشد كرده و مفاهیمی از این نوع نشانه ای از اردیبهشت دارند.او نیایشها را زیر نظر دارد.آنان كه اردیبهشت را خشنود نكنند از بهشت محرومند.او نگران نظم دنیای مینوی و دوزخی است و مراقبت میكند كه دیوان،بدكاران را بیش ازآنچه سزایشان است تنبیه نكند.نماینده ی این جهانی او آتش است.این امشاسپند نیز مرد است.

 شهریور(خشتره وئیریه):به معنی شهریاری مطلوب است.او مظهر توانایی،شكوه،سیطره و قدرت آفریدگار است.در جهان مینوی،او نماد فرمانروایی بهشتی و در زمین نماد سلطنتی است كه مطابق میل و آرزو باشد،اراده ی آفریدگار را مستقر كند،بیچارگان و درماندگان را در نظر داشته باشد و بر بدیها چیره شود.او پشتیبان فلزات است و فلزات نماد زمینی او هستند.اوست كه در پایان جهان همه ی مردمان را با جاری كردن فلز گداخته خواهد آزمود.این امشاسپند نیز مرد است.

 اسپندارمد(سپنته ارمئیتی):به معنی اخلاص و بردباری است.او با نمادی زنانه،دختر اورمزد به شمار می آید ودر انجمن آسمانی در دست چپ او مینشیند.چون ایزد بانوی زمین است،به چارپایان چراگاه میبخشد.زمانی كه پارسایان در روی زمین ،كه نماد این جهانی اوست،به كشت و كار و پرورش چارپایان میپردازند یا هنگامی كه فرزند پارسایی زاده میشود او شادمان میگردد و وقتی مردان و زنان بد و دزدان بر روی زمین راه میروند آزرده میشود.همان گونه كه زمین همه ی بارها را تحمل میكند،او نیز مظهری از تحمل و بردباری است.

خرداد(هئوروتات):به معنی تمامیت،كلیت و كمال است و مظهری است از نجات برای افراد بشر.آب را حمایت میكند و در این جهان شادابی گیاهان مظهر اوست.این امشاسپند بانوست.

امرداد(امرتات):به معنی بی مرگی است و تجلی دیگری از رستگاری و جاودانگی.با گیاه و پژمرده نشدن آن ارتباط دارد.او نیز بانو است...

نوشته شده توسط نیلرام دیر نو ساعت 07:01 ق.ظ

ویرایش شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ


 

عشق-نفرت-جنون

از کلاسور مقاله ها ,

شنبه 24 دی 1384

حقیقتی هست و اون اینه که من خیلی کتاب نمی خونم . برای همین یه موضوعی بود که می خواستم ببینم بقیه دراین مورد چطور فکر می کنن.

در همین ابتدا بگم که منظور من از عشق اون عشقی نیست که چطور تعریفش کنم...آها، کافی الان برید تلویزیون رو روشن کنید و دوتا فیلم ایرانی ببینید، منظور من از عشق عشقیه که یه نیروی بسیار قدرتمند داره و همه کارهای بزرگی که در جهان انجام شده توسط همین نیرو بوده است.

همه ما تا حالا اشعار و سخنهای معروفی رو درباره عشق خوندیم و شنیدیم ، که گاه در تعریف عشق بودن و گاه در توصیف  اون. عشق انواع مختلفی داره و من نمی خوام درباره ی عشق مطلق که عشق به خداست صحبت کنم عشقی که انجام کارهایی مثل طی العرض از جمله هدایای کوچک محبوب این گونه عاشقان هستند و ما افرادی رو حتی در همین زمان معاصر می شناسیم که به یک چنین مرحله ای رسیدند.

منظور من عشقی است که مولانا نسبت به شمس داشت و البته همین عشق بود که به عشق خدایی تبدیل شد، عشق آرش به ایران، عشق مجنون به لیلی ،عشق فرهاد به شیرین.و در مقابل  این عشق نفرت قرار داره هر چند بسیاری فاصله این دو رو از یک مو کمتر دونستند که من در این مورد اندکی شک دارم. جالب اینجاست که اکثر افراد فکر می کنن نفرت چیز بدی است در حالی که نفرت در بسیاری موارد مکمل عشق بوده و این دو نیرو با هم اتفاقهای بزرگی رو در تاریخ رقم زدند...عشق به گاندی در کنار نفرت از انگلیس هندوستان رو از چنگال استعمار رها کرد، عشق به استقلال و نفرت از تسلط بیگانگان انقلاب ایران رو پیروز کرد و همچنین انقلاب شیلی و فرانسه و...

آنچه که به نظر من بد و حتی خطرناک است زمانی است که عشق و نفرت به جنون تبدیل می شوند. مانند وقتی که عشق لیلی مجنون را به جایی رسوند که در خرابه ها خود را در خاک می افکند و از پدرش خواهش می کرد نیاید و حال و روز او را نبیند ، وقتی که عشق هیتلر به آلمان(با اینکه خود متولد آلمان نبود) و تنفر او از کشورهای سرمایه داری و شوروی به حدی رسید که آتشی که در جهان افکند حتی اگر تاریخ میلاد مسیح(ع) را از یاد ببرد آن را از یاد نخواهد برد، و یا همین مجاهدین ایران که به جایی رسیدند که شروع به ترور و کشتار هموطنان خودشون کردن.

در آخر اینکه هیچ وقت به دنبال عشق نگردید بلکه بذارید عشق سر زده وارد زندگیتون بشه ، هرگز نذارید عشق در شما به حد جنون برسه و اینکه اگر عاشق نیستید به عشق دیگران احترام بذارید که حتی عشق زمینی چه عشق مجنون نسبت به لیلی باشه چه عشق مولانا به شمس و چه عشق رئیسعلی به ایران، مقدسه...

                    

 

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 01:01 ق.ظ

ویرایش شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©