تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

هارمونی

از کلاسور حرف نو ,

پنجشنبه 31 مرداد 1387

- سال ها پیش، چرا سال ها؟، خیلی دست بالا بگیریم 9 سال، توی یک...خیلی دست بالا بگیریم، خانه ای، که فقط یک اتاق داشت(بود)، یک میدان بالاتر از غولاباد، و مال استاد من بود، توی آن اتاق استاد بود که فقط یک چیز داشت...

ادامه ی مطلب...
نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 01:08 ق.ظ

ویرایش شده در پنجشنبه 31 مرداد 1387 و ساعت 12:08 ق.ظ


 

لافكادیو، شیری كه جواب گلوله را با گلوله داد.

از کلاسور مقاله ها ,

جمعه 25 مرداد 1387

اولین بار شش هفت ساله بودم كه خواندمش. دفعه ی دوم آقای شاكر برایمان تعریف كرد، توی مینی بوس به گونه ای بس نامتارف نشسته بودیم و می رفتیم مشهد . اثر نسبتا متفاوتی است از شل سیلور استاین. بروم سر آنچه می خواهم بگویم. خیلی ها خیال می كنند لافكادیو نمادی از خودبیگانگی است. لافكادیو كلاغی است كه می خواهد راه رفتن كبك را یاد بگیرد و معمولا اپیزود آخری را نماد كل شی یرجع الی اصله می دانند. لافكادیو روزگار وصلش را بازجست!

اما من این طور خیال نمی كنم.

ادامه ی مطلب...
نوشته شده توسط سعید حاجی زاده ساعت 07:08 ق.ظ

ویرایش شده در جمعه 25 مرداد 1387 و ساعت 09:08 ق.ظ


 

اختراع انزوا

از کلاسور مقاله ها ,

دوشنبه 21 مرداد 1387

"پل استر" در "اختراع انزوا"یش از حس نوستالژیک نسبت به زمان حال سخن گفته است و بعد از شرح کوتاهی بر این ادعا، آن را "نوستالژی برای حال" می نامد.

در میان همه ی حرف ها و توصیفات و ترسیمات استر، از خود و خویشاوندانش، چه نسبی ها و چه فکری ها، این قسمت بیشتر از بقیه نظرم را به خود جلب کرد.

در اولین تصوراتم اینچنین نتیجه گرفتم که این نویسنده ی یهودی، آنچنان در تفکر، نوشتن و آفرینش لحظات برای شخصیت های مصنوع خود پیش رفته است که زمان حال، و آنچه در لحظه متولد می شود، و با رفتار او و اطرافیانش شکل می گیرد، برایش داستانیست خوانده شده و آشنا. و به تمامی عکس العمل ها و رویدادها و حتا تصادفات زندگی آنچنان آشناست که برایش حکم خاطره دارند، چرا که خود، قبلا همه را چه بر روی کاغذ و چه در ذهن، آفریده است.

در سطح بالاتر به این نتیجه رسیدم که خدا هم، باید یک چنین دیدگاهی به جهان و رویدادهایش داشته باشد، البته با فرض غلط محدود نمودن خدا به زمان...

بعد به این نتیجه رسیدم که استر، همچون پیرمردی زندگی می کند، که بعد از 80 سال، صبح در خانه ای بیدار می شوند که تمام سال های عمرش را در آن گذرانده است. انگار که "نوستالژی برای حالِ" استر یعنی زندگی کردنِ خاطرات، در مقابل ما که "با" خاطرات زندگی می کنیم، چرا که همیشه خاطرات ما از ما جدا هستند و ما آن ها را مربوط به گذشته می دانیم. و جالب اینکه در نهایت به این نتیجه رسیدم که بر خلاف تصور اولیه ام، استر با "نوستالژی برای حال"ش بهتر از ما زندگی می کند، چرا که حس نوستالژیک، قاعدتا خوشایند است.   

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 07:08 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 21 مرداد 1387 و ساعت 06:08 ق.ظ


 

خواب، خداونگار ارزش ها

از کلاسور مقاله ها ,

سه شنبه 8 مرداد 1387

زرتشت وصف فرزانه ای را شنید كه از خواب و فضیلت نیكو سخن می گفت و بدان خاطر بسیار پاس داشته می شد و پاداش می گرفت و جوانان همه پای كرسی آموزش اش می نشستند. زرتشت به سراغ او رفت و با جوانان همه در پای كرسی اش نشست. و فرزانه چنین گفت:

حرمت و شرم در پیشگاه خواب! این است سر كارها! از بدخوابان و شب زنده داران بپرهیزید!

دزد نیز در پیشگاه خواب شرمگین است و در خلال شب آرام می خزد. اما شب پا بی شرم است و كرنای خود را بی شرمانه با خود می كشد.

خفتن هنری كوچك نیست: برای آن سراسر روز را بیدار می باید بود .

روزانه می باید ده بار بر خود چیره شوید. زیرا این كار خود خسته می كند و برای روان چون افیون است.

دیگر بار می باید ده بار با خود آشتی كنید. زیرا چیرگی مایه تلخكامی است. هر كه با خود آشتی نكرده باشد بد می خوابد.

روزانه می باید ده حقیقت بیابید. و گرنه شبانگاه نیز در جست و جوی حقیقت خواهید بود و روانتان گرسنه خواهد ماند.

روزانه می باید ده بار بخندید و شادی كنید. وگرنه معده شما، این پدر رنج، شب هنگام شما را خواهد آزرد.

كمتر كسی می داند كه برای خوب خفتن فضیلت ها را تمام باید داشت. شهادت دروغ دهم؟ زنا كنم؟ در كنیز همسایه طمع بندم؟ این ها هیچ یك با خواب خوش سازگار نیست.

و آنكس كه فضیلت ها را تمام دارد نیز باید یك نكته را بداند، و آن به هنگام خواباندن فضیلت هاست!

تا آن زنكان خوب روی، بر سر تو، ای شوربخت، با یكدیگر به ستیز برنخیزند!

صلح با خدا و همسایه: خواب خوش چنین می طلبد. و نیز صلح با شیطان همسایه! تا شبانگاه به سراغت نیاید!

احترام به اولیای امور و اطاعت از ایشان، حتا احترام به اولیای كژ و كوژ! خواب خوش چنین می خواهد. من چه توانم كرد كه قدرت دوست دارد با پای كژ و كوژ راه رود؟

نزد من بهترین شبان همان كس است كه گوسپندانش را به سرسبزترین مرغزار می راند: چرا كه این با خواب خوش سازگار است.

نه سر فرازی های بسیار می خواهم نه گنجینه های بزرگ، كه صفرا انگیزند. اما بی نامی نیك و گنجینه ای كوچك نیز آسوده نتوان خفت.

هم نشینان اندك، در نظر من،‌ بهترند از همنشینان بد. اما همنشینان می باید به هنگام آیند و به هنگام روند. این با خواب خوش سازگار است.

مسكین جانان نیز بسی خوشایند منند. آنان خواب را می افزایند. آنان سعادتمند اند، به ویژه اگر همیشه حق را به ایشان دهند.

روز بر فضیلت مند چنین می گذرد. اما، با فرا رسیدن شب هرگز خواب را به خود فرا نمی خوانم. خواب، آن خداوندگار فضیلت ها، خوش ندارد كه فرا خوانده شود!

بل، می اندیشم كه سراسر روز در چه كار بوده ام و چه اندیشیده ام. و شكیبا چون گاو، نشخوار كنان، از خود می پرسم: و اما ده چیره گی ات چه بوده؟ و چه بوده ده آشتی و ده حقیقت و ده خنده ای كه دل از آن شاد بوده است؟

هم چنان كه در اینها فرو میروم و در گاهواره چهل اندیشه خویش تاب می خورم، ناگاه، خواب، آن ناخوانده، آن خداوندگار فضیلتها، بر من چیره می شود.

خواب بر دیگانم می كوبد و دیدگانم سنگین می شوند. خواب دست بر دهانم می ساید و دهانم باز می ماند.

به راستی، آن عزیزترین دزد، با پای پوش نرم به سراغم می آید و اندیشه هایم را از من می رباید: آنگاه من چون این كرسی لال می ایستم.

اما ایستادنم چندان به درازا نمی كشد: چه، آنگاه می آرامم.

زرتشت چون سخنان فرزانه را شنید، در دل بخندید. زیرا از آن سخنان فروغی بر او دمیده بود. و با دل خود چنین گفت:

این فرزانه با چهل اندیشه اش در چشم من ابلهی است.......

..... این است فرزانگی او: بیدار باش تا خوب بخوابی! و به راستی، اگر زندگی را معنایی نمی بود و بر من بود كه به بی معنایی زندگی تن در دهم، مرا نیز تن-در دادنی ترین بی معنایی همین بود.....

نوشته شده توسط محمد ملاعباسی ساعت 11:07 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 7 مرداد 1387 و ساعت 10:07 ق.ظ


 

...زدگی

از کلاسور مقاله ها ,

پنجشنبه 3 مرداد 1387
داشتم غرب زدگی جلال را می خواندم. و به این فكر می كردم كه ...
ادامه ی مطلب...
نوشته شده توسط سعید حاجی زاده ساعت 08:07 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت -


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©