با سلام به همه ی دیرنوییهای عزیز و با عرض تبریک نیمه ی شعبان خدمت همه ی شما.من شاعر نبوده ام ونیستم اما از خودم یه شعر گفتم که امیدوارم بپذیرید:
...تو خواهی آمد
کنج این اتاق تاریک
پشت کوچه های بن بست
نعره های من دیوانه به هم می پیچند
با خروش طوفان
با صدای رعد
و به اقبال من خانه خراب
ابر ها از پس هم می گریند
از امید شبنمی باقی است
وز پریشانی من دریاها
دل من از غم تنهایی شب می گیرد
و از اندوه سپیدجامگان عاشق
که در ان تاریکی
از هزاران فرسنگ
ضجه ها می خوانند
در دل ظلمت ان شام کبود
شاید اینجا دگر امید نیست
شاید اینجا حقیقت مرده ست
همه از درد به هم می پیچند
ولی از عشق به هم می گویند
شاید این عشق همین جا باشد
شاید انجا
پشت ان کوه بلند
و تو خواهی آمد
و از این ظلمت تاریک
رهی بگشایی پی یک راه عظیم
که دگر راه ندارد پس آن کوچه ی تاریک زمان
و تو خواهی آمد........
فرشید رزاقیان ، نویسنده ی افتخاری نشریه ی دیرنو