قسمت سوم: ارتشبد SPG
بعد از نوشتن مطلب "و اما جنگ" و تولد دوباره غولیسم نامه های زیادی به دستم رسید که خواهان اطلاعاتی بیشتر در مورد سردار سرلشکر spg بودند، از این رو قسمت سوم اساطیر غولاباد را به بیوگرافی ایشان اختصاص می دهم...
SPG در سال هزار و نهصد و اندی در خاک غولاباد و ارتفاعات قله دُربید به دنیا آمد. وی از همان سنین نوزادی میل به استقلال و قدرت داشت به طوری که در سن دو سالگی خانه را ترک کرد و در خیابان چاه تقویه آپارتمانی اجاره کرد.در سن سه سالگی از پنجره همان آپارتمان به سخنرانی بر ضد انگلستان پرداخت که موجب شد او را 6 سال به زندان بیاندازند...
گفتنی است که وی از همان زمان هنجره ی فوق العاده ای داشت و تا چهار سال بعد از آزادی در یک موسسه برگزاری کنسرتهای موسیقی، به عنوان دستگاه آمپلی فایر، کار می کرد.
در سن 13 سالگی به عنوان "تبل زن" در ارتش غولاباد استخدام شد. از آن زمان تا سن بیست سالگی وی زندگی بسیار سختی داشت و از چهار صبح بعداز خوردن یک پرس پاچه،که غذای مورد علاقه اش بود، تا دوازده شب یک ریز تبل می زد...
تا اینکه بالاخره روز شانس وی نیز فرا رسید، آنروز مسئول بود جلوی کاخ پادشاه فتوح الدوله تبل بزند که بعد از سه ساعت پادشاه بیرون آمد و درجه سرهنگی را بر دوش او چسباند و فرمود:"پسر جون هرکی دوس داری دیگه تبل نزن باشه؟"
بعد از این او سمتهایی چون فرمانده تیپ 55 تبل به دوش ارتش،مسئول تیپ 66 سربازان شورت پوش، فرمانده نیروی رِیلی ارتش غولاباد، فرمانده تیپ 41 underground، سفیر غولاباد در چچن، محافظ اول پادشاه و... را بر عهده داشت.
و گذشت و گذشت تا اینکه بیست سال بعد همه دیدند که چطور هیتلر، در حالی که پاچه هایش را در پوتینش کرده بود او را در بغل گرفت و گفت:" اگر یک نفر لایق فرماندهی ارتش غولاباد باشد همینspg است".

هیتلر و SPG ،پاییز 1937 (به پاچه های هیتلر توجه کنید)
در زمان جنگ جهانی وی درخشش بسیاری داشت و فتح پاریس در حالی انجام شد که وی برای بازدید به ارتش آلمان نازی ملحق شده بود.
SPG آنقدر محبوبیت داشت که حتی بعد از خیانت فرزانگان (لعنت ا... علیهن) و فتح غولاباد ، متفقین نتوانستند او را محاکمه، و حتی عزل کنند. زیرا در این صورت باید برای تمام ارتش انگلیس و روس، شلوارهای نو می خریدند...
وی فرمانده ارتش باقی ماند تا اینکه با به سلطنت رسیدن بزرگنژاد شاه کبیر، و حکم فرمایی دموکراسی به جای دیکتاتوری، SPG شبانه تبلش را برداشت و از غولاباد رفت...
به نقل از کتاب چرندیات محض، به گزارش G.H.I.B وی خواننده Rock شده است و در جزیره لیبرتی تمبک می زند...
هنوز هم اگر خوب گوش کنی طنین فرا گیر "آقا برو کلاسش" شنیده می شود...
به امید روزی که وی به جمع نیو غولیسم بپیوندد.SPG، دیر زی...شاد زی.

آپارتمان SPG، قبل از جنگ جهانی و همان مکان، امروز
تبلیغات


