تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

اساطیر غولاباد...

از کلاسور غولاباد ,

جمعه 21 بهمن 1384

                          

قسمت دوم: استاد راستین

ادیب، محبوب، مردمی.آری جناب راستین هم از بزرگان تاریخ غولاباد هستند. ایشان غولاباد را از ابتدا به یاد دارند...چه بسیار برایمان گفته اند  از زمانی که غولیکها همراه آریایی ها به فلات ایران آمدند...البته ایشان همراه آنها نیامدند بلکه با دسته ای از غولیکها به اروپا رفتند و کشوری بنا نهادند به نام" این غولستان است".

البته این نام در طی قرنها ابتدا به "اینغولستان" ، "اینگولستان" و در آخر "انگلستان" تبدیل شد...

سپس در سال 500 ق.م یکی از غولابادی های ساکن ایران رقعه ای نوشت و ظلم و ستم پادشاهان هخامنشی را به اطلاع  جناب راستین رساند...ایشان نیز به لرد استانگین این موضوع را یاد آور شد و این دو تن پا به پای هم لشکر اینغولستان را فرماندهی، و به ایران سرازیر شدند...از آن موقع غولاباد مستعمره انگلستان شد و جناب راستین در آن دیار سکونت یافت...و اینچنین است که ایشان را تاریخ گویای غولاباد نامیده اند.

فعالیتهای سیاسی اجتماعی ایشان ادامه یافت تا اینکه بعد از اولین دوره جنگهای غولاباد و آنگولا ، ایشان سازمانی به نام "ض.ض.م" (ضد ضمیر ما) بنا نهادند...فعالیت این سازمان به قدری تاثیر گذار بود که هنوز هم در غولاباد عده ای  نه تنها برای اول شخص مفرد از "ما" استفاده نمی کنند، بلکه در اول شخص جمع نیز از استعمال آن امتناع، و ضمیر "من ها" را بکار می برند...

امروزه ایشان در دانشگاههای غولاباد ادبیات و عربیات و تاریخ تدریس می کنند و الحق از بهترین و مردمی ترین دانشمندان غولاباد هستند و ما هرچه از ادبیات و عربیات می دانیم از وی آموخته ایم...

جناب راستین، دیر زی...شاد زی...

                              

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 01:02 ق.ظ

ویرایش شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©