تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

یک پارتی غولابادی...

از کلاسور غولاباد ,

پنجشنبه 15 دی 1384

                                                                                                        

                         

 در یکم دیماه سال سوم غولابادی یکعدد مراسم میهمانی در کاخ حشمت(سفیر غولاباد در امامسیتی) برگزار شد که چندی از بزرگان و صاحب نظران کشور در آن حضور داشتند، بنده حقیر نیز در آن جمع بزرگان دعوت شدم تا گزارشی بر آن بنویسم،

این است آنچه گذشت:

تصمیم برپایی این میهمانی توسط بزرگان اتخاذ شد و نبشته آمد و ممهور شد توسط پادشاه، متأسفانه شخص پادشاه بعلت دیداری که با رئیس جمهوری اسلامی ایران داشتند نتوانستند محفل را نورانی کنند و دیگران را مایه تأسف شد بسیار...

در ابتدای مراسم سران یکی یکی برسیدند وهدایای بسیار تقدیم نمودند و درودها فرستادند ، سپس بنشستند و صحبت ها آغاز نمودند و گف بسیار پُر زدند...آنگاه بالگردی فرود آمد و بنت ملکه الیزابت را آورد جهت تبریک و ادای احترام به نیابت از مادرش...پس از آن همه مشغول شدند به شیرینیجات و میوه جات و تنقلات و دست به شراب (نوشابه) کردند و بسیار نشاط رفت...

آنگاه جناب متی (از نمایندگان مجلس) سخنی راند که به مزاج سران خوش نیامد و پای چغندر(®choghondar pie) که بر صورت او له شد نتیجه آن بود:                                                  

                                      

سپس مطرب برقی خواند و همه از خود خوشی و تحرک و سرور بروز دادند...آنگاه دوباره با هم نشستند و در ستایش روزهای جوانی و عشق سخن گفتند...

بعد جناب ملا (رئیس مجلس) به پیشگاه حشمت و رمض نزدیک شد، جعبه ای حاضر کرد و گفت در داخل این حقه اندکی زرِ پاره است که SPG(وزیر جنگ سابق) از غزو اوشایی آورده و حلال ترین مالهاست آنرا به شما هدیه می کنم تا در غولاباد برای خود ضیعتکی حلال بخرید تا فراخ تر توانید زیست...رمض گفت: بستاندم و پس دادم و بازستاندم، که زر پاره بسیار دوست دارم...

                      

پس از آن دوباره به نشاط پرداختند و در این بین جناب پروانه(وزیر فرهنگ و ورزش) تنها مِیوه خورد و مرتب حضورش را تکذیب کرد:

                         

                       

سپس عده ای به بازیهای محلی غولاباد ، عده ای فوتبال رایانه ای  برپا ، عده ای دیگر به اندرونی رفتند و میزبان را در تنظیف ظروف مساعدت، دیگران به تماشای شبکه های غولاباد ، و عده ای دیگر به بحث در مورد اوضاع و احوال سیاست مشغول گشتند:

  

           

          

بعد از آنکه اینچنین رفت حشمت دستور داد تا دیس ها بیاوردند مملوء از اطعمه و اشربه...و سران بخوردند و بیاشامیدند و بسی کیفور گشتند...

سپس حشمت ، عالم (وزیر اطلاعات) و هوشی ( وزیر...) را نزدیک خود خواند و با آنها پیمان برادری بست و جعفر(از بزرگان و نماینده CNN) تصویر تهیه نمود...  

             

آنگاه همه جمع شدند و از سرودهای ملی-وطنی غولاباد با شکوه فراوان خواندند که کوته فیلمی از برگزاری آن که به حق از باشکوهترین قسمتها بود در پیوند زیر موجود است:

لینک اول-مستقیم(توصیه آشپزباشی)

لینک دوم-غیرمستقیم(اگه بالایی کار نکرد)

و در آخر هم حشمت خودروها فرا خواند تمام ضد گلوله تا سران به مکانهایشان حمل کنند.

در اینجا از خودم قدردانی می کنم که تصویر و فیلم و گزارش تهیه نمودم و هیچ کم یا زیاد نگفتم که می ترسم از آیندگان که گویند شرم باد این پیر را...

            

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 11:01 ق.ظ

ویرایش شده در سه شنبه 12 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©